رابطه محیط طبیعی و جامعه
نوشته شده توسط ماه ايزد يار در تاریخ ۲۹ اردیبهشت, ۱۳۹۲ در ساعت ۰۴:۵۳ قبل از ظهر | در مجموعه مقاله | با ۰ نظر

 

این اندیشه که خلق و خوى و زندگى اجتماعى هر ملتی، تحت تأثیر محیط طبیعى و جغرافیائى است، از دیرباز مورد توجه دانشمندان و محققان بوده است. ”بقراط“، در قرن پنجم قبل از میلاد با طرح نظریه اقالیم این رابطه را بیان کردن و کوشیده است تا کیفیت تأثیر محیط طبیعى را در جسم و جان بشر مورد مطالعه قرار دهد.
افلاطون نیز دربارهٔ ارتباط میان عوامل جغرافیائى و محیط طبیعى و نوع معیشیت مردم سخن گفته است. ابن‌خلدون درباره ارتباط محیط طبیعى و جغرافیائى با فرهنگ جامعه مفصلاً بحث کرده و اهمیت آن را بیان کرده است.
از نظرگاه ابن‌خلدون زندگى اجتماعى چیزى جزء یک پدیدهٔ طبیعى محسوب نمى‌گردد و شرایط و احوال و دگرگونى‌هاى اجتماعى متفاوت مردم، بیشتر از محیط جغرافیائى و آب و هوا سرچشمه مى‌گیرد. به‌نظر او محیط جغرافیائى و آب و هواى متغیر و گوناگون در اجتماعات مختلفى که در شرایط طبیعى متفاوتى زندگى مى‌کنند، تأثیرات گوناگونى مى‌بخشد و هر نوع محیط جغرافیائى و آب و هواى ویژه‌اى در آداب و رسوم و اخلاق، داراى تأثیراتى است که از پدیده‌هاى سیاسى و علل ناچیز دیگر، بسیار مؤثرتر مى‌باشد. او در باب اول کتاب نخست خود، به‌طور کلى پنج مقدمه و پنج فصل را دربارهٔ اجتماع بشر، مسائل و تقسیم‌بندى‌هاى جغرافیائى و آثار آب و هواى مختلف جغرافیائى در روحیات و چگونگى معیشت آنها اختصاص داده و در این‌باره بحث کرده است.
مونتسکیو نیز معتقد بود که روابط ثابت و معین، میان آب و هوا و محیط جغرافیائى و شرایط زندگى مردمان، از یک سو و تشکیلات اجتماعی، سیاسى و قضائى آنها از سوى دیگر وجود دارد و این روابط است که روحیه کلى و طرز تفکر و عقیده را به‌وجود مى‌آورد.
مونتسکیو مى‌گوید: ”چند چیز بر آدمیان حکومت مى‌کند. آب و هوا، مذهب، قوانین، اصول ارزنده حکومت، نمونه‌هاى چیزهاى گذشته و آداب و رسوم که همه این عوامل به‌وضع طبیعى کشور، آب و هواى سرد، سوزان یا معتدل بودن، کیفیت خاک، موقعیت و بزرگى آن کشور، همچنین به‌نوع زندگى مردمان که یا کشاورز هستند یا شکارچى یا چوپان وابسته هستند“.
تأثیرات محیط جغرافیائى در زندگى انسان‌ها سبب شد که علاوه بر صاحب‌نظران مذکور، کسانى چون: راتزل (Ratzel)، برونه (Bronhes)، لوپله (F.Le play)، هانتینگ‌تن (Huntington Ellsworth)، در اهمیت عوامل جغرافیائى مبالغه کنند و زندگى انسان را معلول مقتضیات جغرافیائى بدانند. اینها که طرفداران ”مکتب جغرافیائی“ مى‌باشند، مى‌کوشیدند که واقعیت اجتماعى را به کمک پدیده‌هاى طبیعى توجیه نمایند و شیوهٔ زندگى اجتماعى را برمبناى عواملى چون: پستى و بلندی، اقیانوس‌ها و دریاها، خاک و منابع زیرزمین، آب و هوا و… طبقه‌بندى کنند. مثلاً اجتماعات انسانى را به سرزمین‌هاى گرمسیری، بادهاى موسمی، مناطق صحرائی، مناطق قطبی، سرزمین‌هاى آب و هواى اقیانوسى و… تقسیم‌بندى مى‌نمودند.
علاوه براین گروهى از محققان، سراسر زندگى اجتماعى و نیز ظهور و سقوط تمدن‌ها را به عوامل طبیعی، مخصوصاً عوامل جغرافیائى نسبت داده‌اند. مثلاً مى‌دانیم که جامعه و تمدن‌هاى بزرگ قدیم مانند: مصر، بین‌النهرین، هندوچین در کنار رودهاى پرآبى چون: نیل، دجله و فرات، سند و هوانگ‌هو پدید آمده و این را هم مى‌دانیم که کوهستان‌هاى سردسیر، تمدن‌پرور نیست و نواحى معتدل و گرمسیر براى پرورش تمدن، مناسب‌تر است.
همچنین مسلم است که نژادهاى انسانى از تأثیرات عوامل طبیعی، نمى‌تواند برکنار باشند و هر یک از گروه‌هاى انسانی، از دیرباز به اقتضاء اوضاع جغرافیائى پیرامون خود تغییراتى کرده‌اند و بر اثر این تغییرات توانسته‌اند با محیط خود سازگار شوند و به زندگى ادامه دهند. مثلاً فشردگى یاخته‌هاى پوست مردم آفریقاى استوائى که باعث تیرگى رنگ پوست آنان شده، معلول مجاهدتى است که بدن آنان در برابر آفتاب استوائى به‌کار برده است. یا تنگى سوراخ بینى اسکیموها، نتیجه طبیعى واکنشى است که در مقابل سرماى شدید قطبى در بدن آنان پدید آمده است تا جریان هوا را به آرامى به ریه‌ها برسد و در راه خود اندکى گرم شود.

 

منبع :  http://www.aftabir.com

یک نفر این مطلب را می پسندد.
ماه ايزد يار

درباره -

نظرتان را بنویسید

XHTML: شما می توانید از این برچسب های استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>