شما در حال دیدن مجموعه ' عمومي ' هستید

نوشته شده توسط ماه ايزد يار در تاریخ ۸ خرداد, ۱۳۹۲ در ساعت ۰۴:۰۰ قبل از ظهر | در مجموعه عمومي | با ۰ نظر

  نویسنده و فیلسوف فرانسوی از همه اندوهگین تر شخصی است که از همه بیشتر می خندد. ژان پل سارتر  دمی بی خبری کافی است تا همه چیز را از دست بدهی و ناگهان هر چه را که با تلاش به دست آورده ای، نابود می شود و از دست می رود. ژان پل سارتر  هیچ کس […]

نوشته شده توسط هیژا در تاریخ ۳۰ اردیبهشت, ۱۳۹۲ در ساعت ۰۴:۵۴ بعد از ظهر | در مجموعه عمومي | با ۲ نظر

کنارت می نشینم ،خودم را به آن راه می زنم ،می نویسم/می پرسی تب می میکنم… –         باز هم شروع کردی ،زل می زنی که چی ؟! –         یادمه برای اولین بار ،همون سوالی که پرسیدی،هنوز واسَم سواله –         کجا میری وایسا آخرش منم ،که کم میارم –         یاد نگرفتی وقتی تحقیرت می کنن گریه […]

نوشته شده توسط هیژا در تاریخ ۴ فروردین, ۱۳۹۲ در ساعت ۰۳:۴۶ بعد از ظهر | در مجموعه عمومي | با ۰ نظر

درد ،کشیدن ندارد وقتی برای حرف ،از سرخی پیشانی تا نگاه های رو به زمین شباهتی کشف خواهد شد که مثال زدن را ممنوع می کند کافی است نفری را بی هوا هل بدهی جیغی دختری را چادر می کشد و من دیواری را پشت فکرهای فانتزیت چنگ می زنم تا بدانی مرز میان خاطره […]

نوشته شده توسط ماه ايزد يار در تاریخ ۲۱ آذر, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۲:۲۳ قبل از ظهر | در مجموعه عمومي | با ۶ نظر

بیانیه سیزده   با سلام من سیزده هستم . حتما مرا می شناسید . همان عدد نحسی که قرن هاست مورد تحقیرِ شما انسانهاست .  واقعا تا کی باید از خود می پرسیدم که چرا همه اعداد به دلیلی موردِ احترامِ بشریت قرار دارند ، اما من هنوز جایگاهی در این دنیا ندارم . راستش […]

نوشته شده توسط هیژا در تاریخ ۱۲ آبان, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۲:۳۳ بعد از ظهر | در مجموعه عمومي | با ۴ نظر

نمی دانم در چه حالم؟ میروم یا می مانم   مویرگ ها از توان فشار خون، به رنج آمده اند   اشکها رنگی شبیه سرخ   باز هم آه آه آه ….   از دل بشنوم یا ز عقل   دل ماندگار و عقل فرار ۶ نفر این مطلب را می پسندند. می پسندم نمی […]

نوشته شده توسط هیژا در تاریخ ۱۲ آبان, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۲:۴۳ بعد از ظهر | در مجموعه شعر, عمومي | با ۳ نظر

راه را می جویم   فردا می رسد   من زجسم ها، رها خواهم شد   می میرد هراس روئیدن   فردا می رسد ۲ نفر این مطلب را می پسندند. می پسندم نمی پسندم

نوشته شده توسط payampayam در تاریخ ۱۰ آبان, ۱۳۹۰ در ساعت ۰۴:۱۸ بعد از ظهر | در مجموعه عمومي | با ۳ نظر

رساله‌های عرفانی شیخ اشراق با وجود پیچیدگی و رمزآمیز بودنشان، قبل از هر چیز قصه‌اند-قصه‌های کوتاه خوش‌ساختی که بی آن‍که در زیر آوار ایده‌ها و مفاهیم فلسفی رنگ ببازند، به استقلال و به خودی خود وجود دارند و با کمال قدرت و صلابت وجود خود را به اثبات می‌رسانند. این قصه‌ها به‌خاطر ابلاغ ایده‌های فلسفی […]

نوشته شده توسط هیژا در تاریخ ۲۵ مهر, ۱۳۹۰ در ساعت ۰۵:۴۵ بعد از ظهر | در مجموعه عمومي | با ۱ نظر

در تکاپوی آرزوهایم دیده می شوی طراوت باران ترنم محبت آری شاید تعبیری است از عشق مرا با خود بردی به فواره ی سخن زمان ثابت شد وهیچ فراوان اما باز سخن گفتی از لحظه هایی که آغاز شد حیات با نگاهت ۳ نفر این مطلب را می پسندند. می پسندم نمی پسندم

نوشته شده توسط هیژا در تاریخ ۱۶ مهر, ۱۳۹۰ در ساعت ۰۸:۱۴ بعد از ظهر | در مجموعه عمومي | با ۷ نظر

در هوایی که آکنده از غبار است درون آب می روم با ما هی ها دوست می شوم آنجا دیگر اشک ها یم دیده نمی شود  محمدرضا قربانی ۲ نفر این مطلب را می پسندند. می پسندم نمی پسندم